جایی میان هردم

جایی میان هر دم آن نا

این کتاب دارکه و مناسب نوجوانان و جوانان هستش )بیشتر رده سنی بالاتر( چون موضوع و اتفاقات داستان بشدت تلخ و غم انگیزه.

جایی میان هردم در مورد دختر نوجوونی هستش که مادرش اسکیزو فررنی داشته ، رابطه ی خیلی عاشقانه ای بین پدر و مادرش بوده که در کتاب پرداخته به اون رابطه ی خوبی که اینها با هم دیگه داشتن بعد مادر چون گاهی اوقات توهم بهش دست میداده خطرناک میشده و  کارایی رو انجام میداد که تونسته اسیب برسونه به اعضای خانوادش یه بار با خودش فکر میکنه که اگه خوانوادشو ترک کنه و بره باعث میشه که اسیب نبینن بعد از یک اتفاقی که میفته و نزدیک بوده به دختر خودش اسیب برسونه این تصمیم رو میگیره و خوانوادشو ترک میکنه منتها به دلیل همون عشقی که بین اعضای این خانواده بوده به خصوص پدر نمیتونه فراموشش کنه و مدام با دخترش تو مناطق مختلف شهر از یک محله به محله ی دیگه میرفتن و دنبال مادر میگشتن.

این جابجایی مداوم از خونه به خونه ی دیگه برای گریس خیلی سخت بوده ،پدر سال ها این کارو انجام میده و هیچ نشونه ای از مادر پیدا نمیکنه از پلیس گرفته تا جاهای مختلف پیگیری میکنه و به نتیجه نمیرسه ، تصمیم میگیره که به دنبال راه حلی برای این بیماری باشه .شروع میکنه دانشمندارو از کشورهای مختلف جمع میکنه توی ازمایشگاه و دختر خودش رو هم به عنوان کارآموز به همون ازمایشگاه میفرسته و ازش میخواد هر اتفاقی که اونجا میفته رو گزارش بده تا در واقع بتونه از طریق همین دانشمندا درمانی برای این بیماری پیدا بکنه.

گریس هم که فکر میکرده مادرش به خاطر بی مهری که نسبت به اینها داشته خانواده رو ترک کرده ناراحت از این بوده که کل دوره ی  کودکی به گشتن دنبال مادر گذشته الان هم دیگه تو زندگی ما نیست و اذیت نیستیم به خاطرش که از این بیمارستان به اون بیمارستان بریم به خاطر پروسه ی درمانی مادر ، الان هم در واقع باز عمرمون داره صرف این میشه که یک درمانی برای این بیماری پیدا بشه و نمیدوهنه در واقع بخش زیادی از اشتیاقی که پدر برای درمان این بیماری داره به خاطر دخترشه چون اسکیزوفرنی یه بیماری ارثیه و به ارث میرسه .

 

اسکیزوفرنی چیست ؟

اسکیزوفرنی را می توان از شدید ترین اختلال های روانپزشکی دانست که این اختلال به حدی شدید است که بر تمامی جنبه های زندگی شخص تاثیر می گذارد. غالبا اسکیزوفرنی را با علایم توهم آن می شناسند چرا که توهم ها در این اختلال رایج هستند و زندگی با اسکیزوفرنی می توانند بسیار خطرناک باشند. بیماری اسکیزوفرنی مزمن و جدی است. هرچند شیوع این اختلال به نسبت دیگر اختلال های ذهنی و روانی چندان بالا نیست اما شدت آن که می تواند فرد را کاملا ناتوان کند موجب شده که مطالعات گسترده ای بر این اختلال صورت گیرد.

فرد مبتلا به اسکیزوفرنی در فکر کردن و بروز دادن عواطف خود به مرور ضعیف تر می شود. اسکیزوفرنی در بسیاری از افراد با دیگر اختلال های روان شناختی می تواند همراه شود مانند اضطراب، افسردگی و اختلال های مصرف مواد. زندگی با اسکیزوفرنی بسیار پر چالش است چرا که زندگی با اسکیزوفرنی تاثیر بسیار زیادی بر خانواده فرد مبتلا می گذارد. مبتلایان به اسکیزوفرنی به تدریج ممکن است کاملا ناتوان شوند و با از دست دادن توانایی های فکری، شناختی و ادراکی خود و یا نشان دادن رفتار های نامعمول شغل خود را از دست می دهند. یک بیمار اسکیزوفرن ممکن است تا حدی پیش برود که حتی قادر به مراقبت از خود نباشد.

تاثیر اسکیزوفرنی بر زندگی

از آنجایی که اسکیزوفرنی تاثیر بسزایی بر زندگی فرد بیمار دارد، از این رو زندگی با اسکیزوفرنی به این معناست که این بیماری بر افرادی که با این بیماران زندگی می کنند نیز تاثیر می گذارد. برای مثال این بیماران در انجام وظایف منزل دچار مشکل هستند.

از حیطه های دیگر زندگی با اسکیزوفرنی موضوع روابط عمومی آنهاست که عموما روابط اجتماعی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی چندان مناسب نیست. اسکیزوفرن ها غالبا به برخی هذیان ها دچار می شوند که حس واقعیت سنجی آنها را تحریف می کند به همین دلیل ارتباط برقرار کردن با آنها نیز دشوار می شود.

از موارد نگران کننده در زندگی با اسکیزوفرنی موضوع امنیت است و غالب همسرانی که با یک اسکیزوفرن زندگی می کند موضوع امنیت خود و فرزندانشان بیشتر به چشم می خورد. چرا که اگر بیمار اسکیزوفرن از دریافت درمان خودداری کند و حالت روان پریشی در او شدت یابد احتمال خشونت آمیز شدن رفتار او وجود دارد. در چنین زمان هایی لازم می شود که با پلیس و یا تیم بحران تماس گرفته شود تا از آسیب های احتمالی جلوگیری شود.

نکته مهم

اکثرا در رابطه با این اختلال گفته می شود که اگر به خوبی درمان شوند می توانند یک زندگی تقریبا معمولی و لذت بخش داشته باشند به همین دلیل است که نقش خانواده و همسر اهمیت زیادی دارد. در زندگی با اسکیزوفرنی این مهم است که خانواده فرد مبتلا به بیمار کمک کنند و او را رها نکنند. ممکن است در ابتدا کنار آمدن با این موضوع سخت باشد و خانواده دچار سردرگمی و ترس بشود ولی به مرور با یادگیری نحوه ی برخورد با این اختلال می توان در کمک به بیمار نقش مهمی را ایفا کرد.

دسته‌بندی بلاگ
اشتراک گذاری
نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *